|
خوشحال شدم که صدای پای او را در کوچه های مهربانی شنیدم خوشحالم که باور کرد این کلبه برای ماندگاری نام اوست برای اینکه یادش و خاطراتش همیشه در کلبه باشد و بماند سحر ماندگار است در ذهن همه ی ما در خاطر همه ما او خواهد بود به اونایی که نخواستند تو بمانی از همینجا می گویم سحر هست تا ظلمت و سیاهی ما را رنج می دهد سحر هست چون مهربانی هست چون عشق هست + نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 11:3 توسط آشنایی که نمی خواهد بمونه |
میدونم میای نه هرروز میای نگاه میکنی زل میزنی میری و باز میای تو که بی معرفت نبودی تو که مثل سرو قامت بر افراشته بودی پر از نغمه های مهربانی شاید حس های قشنگ را
باور نکردی یکبار بیا فقط یکبار رد پای آمدنت را بگذار بماند برایم
+ نوشته شده در دوشنبه دهم تیر 1387 13:56 توسط آشنایی که نمی خواهد بمونه |
آهنگ های رفتن و رقصیدن سبزه ها در سرزمین باد گلویی خسته از فریاد های بی صدا نی لبک های شکسته و عقد هایی تلنبار و مانده در حلقوم تاریک سحر وازه هايی فرو می غلتند در عقده های ناگشوده دوستانی که مرا دزد وبلاگ و رهزن محبوبیت خواندند کجایند که بدانند و بفهمند زنجیر سنت بر گردن قرن ۲۱ در برج های سر به فلک کشیده هنوز قصر دیو هایی است که شاهزاده ای می باید تا برهاند سحر را از ظلمت جهل زمین + نوشته شده در یکشنبه نهم تیر 1387 16:43 توسط آشنایی که نمی خواهد بمونه |
عقده هایم را می گشایم که شاید باران ببارد و بشوید بی مهری های زمین را به تمنای حقیر و التماس های هوس آلود تو رنگ صداقت زند هیچکس آنقدر مهم نیست که نفهمد دلتنگی یعنی چه نقاب هایی که در طوفان رفتن فرو می ریزند از صورت مترسک های حقیر درختان سست ریشه ای که در زلزله رفتن آوار می شوند بر دار های ایستاده من چه تمنایی دارم که بدزدم کلبه ای که در آن نشانی از دوستی است من زمانی طولانی دزدیده شده ام در این سر زمین غریب اینجا همه ایستاده اند .و می پایند مرگ احساس کرم شب تاب را سحر بوی تمنا های طلوع ا تو را چه حاصل از این انداختن ردا و عبای تردید
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387 0:37 توسط آشنایی که نمی خواهد بمونه |
بزرگترین اتفاق
خاموشی کلبه دوستی مظلوم و دلتنگ کسی کاری نکرد همه گویی دست بر چشم خویش داشتند به آرامی رفت کسی صدای پایش را نشنید کسی کاری نکرد و شاید نخواست اذیت شد ولی ماند تا مجبورش کردند آنانی که معنی عشق را نفهمیدند + نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 10:57 توسط آشنایی که نمی خواهد بمونه |
|
| |||||